لطیفه های با مزه
دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد ميكنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!
رئيس خجالت نمی کشی توی اداره جدول حل می کنی؟ کارمند: چی کار کنم با اين سروصدا که نمی شه خوابيد.
يه نفر ميره كله پاچه فروشي ، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟
ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!
غضنفر يه دختر خوشگل تو اتوبوس مي بينه ، از اتوبوس که پياده مي شه شماره اتوبوس رو بر ميداره!!!
يه نفر پسرش کور به دنيا مياد ، اسمش رو ميذاره حيدر مريم زاده!
غضنفر با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي ، ميگه: آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله ، غضنفر ميگه: پس داداش بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!
يه روز يه نفر ميخواد مهتابي بخره ميره مغازه ي الكتريكي يادش ميره بگه مهتابي به فروشنده ميگه اقا ببخشيد به من يه متر لامپ بدين.
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 7:8  توسط مهدی
|
